جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
18
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
سربازان و مانند آن و نمايشهاى خندهدارى كه مورد علاقهء طبقهء بالاتر است و انبار جواهرات و جامههاى فاخر و تصاوير ظريف و اشياء نادر و بطور خلاصه هرآنچه قابل تذكار است . » « باكن ( فرنسيس ) « 1 » از مقالهء 18 در باب سير و سفر . » منظور سهگانه از تأليف اين كتاب - پيش از آنكه به شرح داستان خويش بپردازم مىخواهم در اين فصل پيشگفتار ، منظورهاى سهگانهاى را كه در ذهن دارم براى خوانندگانم روشن سازم و شايد بهترين راه توضيح غرض اصلى اين تأليف هم آن باشد كه چند سطر اول نخستين نامهء خود را كه از ايران براى روزنامهء « تايمز » نوشتم در اينجا بياورم : « مسافرت پادشاه ايران به انگلستان در سال 1889 و استقبال رسمى و عمومى كه در سراسر كشور از اعليحضرت شده است علاقهء نسبت به مملكت ايران و قضيهء ايران را كه در اثر دورافتادگى قلمرو شاه و بىاعتنائى روزافزون مردم انگليس راجع به مسائلى كه در حيطهء اطلاع مستقيم ايشان نيست و به همين مناسبت هم در سالهاى اخير رو به سستى نهاده بود تجديد نمود . توجهاتى كه به منظور تأثير در خاطر شاه خواه از لحاظ منابع قدرت و خواه به عنوان علاقهء دوستانهء انگلستان ابراز شده حاكى از اين بود كه پادشاه ايران را به مراتب برتر از يك فرمانرواى متنفذ و جالبنظر شرقى كه هم واجد ذوق و علاقهء سير و سفر خارجه و هم از اين لحاظ كه تازهترين قهرمان اجتماعى سزاوار تحبيب و تحسين بوده است نگريستهاند . عامهء مردم توجه وافى به اين نكته نداشتهاند كه در اين كار موجباتى برتر از سياست عادى در ميان بوده است و اينكه اعليحضرت كه در هنگام ورود از طريق رودخانهء « تيمز » به وضع باشكوهى استقبال و در عمارت شهردارى لندن ( گيلدهال ) مورد پذيرائى شايان واقع شده و مراكز عمدهء صنعتى سراسر كشور را بازديد كرده بود هم متحد و همدست ملت ماست و هم ركن معتنابهى در پىريزى خط مشى سياست ما در مشرق زمين است . حتى در نظر كسانى كه راجع به سياست امپراتورى توجه كافى ندارند نيك عيان بوده است كه ايران سرزمينى است كه بازار وسيع و سود -
--> ( 1 ) - Francis Bacon